تازه ترین مطالب



پربیننده ترین مطالب

کد مطلب: 12533
تاریخ انتشار: د, 1394/06/16 - 22:43
الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت کلیدی ترین مطالبه ی رهبری در دهه چهارم انقلاب
ارائه شاخص ها ، گفتمان سازی و حرکت در مسیر الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به معنای واقعی کلمه باید اسلامی باشد نه آنکه در کلام بگوییم اسلام و در وادی عمل در جاده ی توسعه ی غرب و کاملاً سکولار گام برداریم.

پایگاه خبری مغان امروز، با ظهور انقلاب اسلامی ایران، دنیا شاهد آن بود که گفتمان انقلاب اسلامی چارچوب جدیدی در راستای حل نیازهای مادی و معنوی جامعه ی بشری ارائه کرده است. گفتمانی که معنویت را با اتکا به عدالت شاه بیت خود برای گذر از هجمه ی عظیم تمدن غرب قرار داده است و حقیقتاً به اذعان بسیاری از اندیشمندان این گفتمان راز ماندگاری و تعالی بشر خسته از دنیاطلبی است.

 

بعد از گذشت چند دهه از عمر پر برکت انقلاب اسلامی و عبور از هجمه های جبهه ی استکبار دیگر زمان آن رسیده بود که برای فتح قله های عزت که همان تمدن نوین اسلامی است نقشه ی راهی کارآمد ارائه شود. نقشه ی راهی به نام الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت. سیر مراحل 5 گانه نظام سازی انقلاب اسلامی مشتمل بر انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه ی اسلامی و تمدن اسلامی می باشد.

 

مرحله انقلاب اسلامی با رویکرد نابودی رژیم طاغوتی و همچنین مرحله ی نظام اسلامی با هدف تثبت و تشکیل چارچوبه ی نظام سپری شده است. هم اکنون در مرحله ی دولت اسلامی قرار داریم « دولت نه به معنای هیئت وزیران؛ یعنی مجموعه‌ی کارگزاران حکومت؛ یعنی من و شما. ما باید به معنای واقعی کلمه، در درون این نظامِ اسلامی، اسلامی شویم. این مشکل‌تر از مراحل قبلی است.

 

ما مسئولان باید خود را بسازیم، مرتب با خود کلنجار برویم، یکدیگر را به حق وصیت کنیم، یکدیگر را ارشاد کنیم، مثل آینه‌ای در مقابل یکدیگر، عیوبمان را صادقانه به هم نشان دهیم، بنا را بر رفع عیب بگذاریم و خود را روزبه‌روز بهتر کنیم. »(1)

 

 

 

بنابراین با تئوریزه شدن این مرحله ما به دنبال آن هستیم که جامعه ی خود را بر اساس پارادایم های اسلامی به سوی تمدن نوین اسلامی راهبری نماییم. برای موفقیت در مسیر حرکتی دولت اسلامی بی تردید الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت یک نقشه راه است. حال به بررسی این نقشه راه خواهیم پرداخت. الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت چیست « ما باید پیشرفت را با الگوی اسلامی - ایرانی پیدا کنیم. این برای ما حیاتی است.

 

چرا میگوئیم اسلامی و چرا میگوئیم ایرانی؟ اسلامی به خاطر اینکه بر مبانی نظری و فلسفی اسلام و مبانی انسان‌شناختی اسلام استوار است. چرا میگوئیم ایرانی؟ چون فکر و ابتکار ایرانی، این را به دست آورده؛ اسلام در اختیار ملتهای دیگر هم بود. این ملت ما بوده است که توانسته است یا می تواند این الگو را تهیه و فراهم کند. پس الگوی اسلامی ایرانی است. البته کشورهای دیگر هم از آن، بدون تردید استفاده خواهند کرد؛ همچنانی که تا امروز هم ملت ما و کشور ما برای بسیاری از کشورها در بسیاری از چیزها الگو قرار گرفته، اینجا هم یقیناً این الگو مورد تقلید و متابعت بسیاری از ملتها واقع خواهد شد»(2)

 

اگر در دهه ی چهارم انقلاب اسلامی بخواهیم به بررسی دقیق تری بر روی شاخص های اجرایی شده بیاندازیم متوجه خواهیم شد که متاسفانه مسئولان ما در ظاهر امر مطیع الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت هستند ولی وقتی به بررسی نقشه ی پیاده شده توسط مسئولان می پردازیم متوجه می شویم که فقط و فقط به توسعه ی نشات گرفته از غرب پرداخته اند و یا اصلاً توانایی تمیز دادن بین توسعه غربی و پیشرفت را ندارند. حال در اینجا این ابهام در ذهن شکل می گیرد که مگر توسعه و پیشرفت با هم مغایر هستند !!! آیا پیشرفت با توسعه ی غربی چیزی متفاوت است «ما وقتی میگوئیم پیشرفت، نباید توسعه‌ی به مفهوم رائج غربی تداعی بشود.

 

امروز توسعه، در اصطلاحات سیاسی و جهانی و بین المللی حرف رائجی است. ممکن است پیشرفتی که ما میگوئیم، با آن چه که امروز از مفهوم توسعه در دنیا فهمیده میشود، وجوه مشترکی داشته باشد - که حتماً دارد - اما در نظام واژگانی ما، کلمه‌ی پیشرفت معنای خاص خودش را داشته باشد که با توسعه در نظام واژگانی امروز غرب، نبایستی اشتباه بشود.

 

آن چه ما دنبالش هستیم، لزوماً توسعه‌ی غربی - با همان مختصات و با همان شاخصها - نیست. غربیها یک تاکتیک زیرکانه‌ی تبلیغاتی را در طول سالهای متمادی اجرا کردند و آن این است که کشورهای جهان را تقسیم کردند به توسعه‌یافته، در حال توسعه و توسعه‌نیافته. خب، در وهله‌ی اول انسان خیال میکند توسعه‌یافته یعنی آن کشوری که از فناوری و دانش پیشرفته‌ای برخوردار است، توسعه‌نیافته و در حال توسعه هم به همین نسبت؛ در حالی که قضیه این نیست. عنوان توسعه‌یافته - و آن دو عنوان دیگری که پشت سرش می‌آید، یعنی در حال توسعه و توسعه‌نیافته - یک بارِ ارزشی و یک جنبه‌ی ارزش‌گذاری همراه خودش دارد.

 

در حقیقت وقتی میگویند کشور توسعه یافته، یعنی کشور غربی! با همه‌ی خصوصیاتش: فرهنگش، آدابش، رفتارش و جهت‌گیری سیاسیاش؛ این توسعه‌یافته است. در حال توسعه یعنی کشوری که در حال غربی شدن است؛ توسعه‌نیافته یعنی کشوری که غربی نشده و در حال غربی شدن هم نیست. این جوری میخواهند معنا کنند. در واقع در فرهنگ امروز غربی، تشویق کشورها به توسعه، تشویق کشورها به غربی شدن است! این را باید توجه داشته باشید.» (3)

با روشن تر شدن معنا و مفهوم پیشرفت به اینجای کار می رسیم که مگر می شود در یک جامعه پیشرفتی صورت بگیرد و همه اعضای جامعه در یک سطح از امکانات قرار داشته باشند در نتیجه به یک پازل گمشده به نام عدالت می رسیم. قدم گذاشتن در هر سند اینچنینی بدون در نظر گرفتن عدالت محکوم به شکست است.

 

پس چطور می شود امر مهمی چون پیشرفت سخن به میان آورد اما از عدالت یاد نکرد. « امام علی در ارتباط پیشرفت و عدالت می فرماید "فی العدل سعه؛ یعنی در عدالت هست که پیشرفت شکل می گیرد». بنابراین پیشرفت و عدالت توامان در نقشه ی راه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دو موتور پیشبرنده محسوب می شوند. « پیشرفت اگر با عدالت همراه نباشد، پیشرفتِ مورد نظر اسلام نیست. اینی که ما تولید ناخالص ملی را، درآمد عمومی کشور را به یک رقم بالائی برسانیم، اما در داخل کشور تبعیض باشد، نابرابری باشد، عده‌ای آلاف و الوف برای خودشان داشته باشند، عده‌ای در فقر و محرومیت زندگی کنند، این آن چیزی نیست که اسلام میخواهد؛ این آن پیشرفتی نیست که مورد نظر اسلام باشد.

 

باید عدالت تأمین بشود. عدالت هم یک واژه‌ی بسیار عمیق و وسیعی است که بایستی خطوط اصلی آن را جستجو و پیدا کرد. به نظر ما عدالت، کاهش فاصله‌های طبقاتی است، کاهش فاصله‌های جغرافیائی است. » (4)

 

بنابراین اگر امروز رهبر معظم انقلاب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را در محور مطالبات خود قرار داده است و در اولین روزهای به روی کار آمدن دولت یازدهم صراحتاً موضوع الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را دستور کار قطعی نظام جمهوری اسلامی می داند نشان از آن دارد که معظم له به خوبی به ناتوانی و عجز الگوهای توسعه محور غربی اشراف دارند و تلاش می کنند که چهره ی واقعی الگوی غربی را آشکار سازند.

 

الگوی غربی که ناکار آمدی آن با توجه به وضعیت بحرانی شاخص های اجتماعی و اقتصادی به وضوح نمایان است.« دستور کار قطعی نظام جمهوری اسلامی، دنبال کردن الگوی پیشرفت ایرانی - اسلامی است. ما پیشرفت را به شکلی که غرب دنبال کرد و پیش رفت، نمیخواهیم؛ پیشرفت غربی هیچ جاذبه‌ای برای انسان آگاهِ امروز ندارد.» (5)

 

ارائه شاخص ها ، گفتمان سازی و حرکت در مسیر الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به معنای واقعی کلمه باید اسلامی باشد نه آنکه در کلام بگوییم اسلام و در وادی عمل در جاده ی توسعه ی غرب و کاملاً سکولار گام برداریم. در آخر لازم است باز هم تاکید شود که الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت آمده است تا ما را به اهداف و آرمان های عالی انقلابمان برساند و در جهت تحقق این چشم انداز هرکسی که در هر کجای جغرافیای جمهوری اسلامی قرار گرفته است وظیفه ای به عهده دارد یکی وظیفه اش گفتمان سازی است ، یکی وظیفه اش تلاش در مسیر تحقق گفتمان است و دیگری برای به نتیجه رساندن گفتمان تلاش می کند.

1) بیانات در دیدار کارگزاران نظام ، 21 /9/1380

2) بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد86/02/25

3) بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌ 88/02/27

4) بیانات در دیدار زائران و مجاوران بارگاه حضرت علی‌بن‌موسی الرضا1388/01/01

5) بیانات رهبری در دیدار اساتید دانشگاه‌ها 1392/05/15

یادداشت از امید محترمی

انتهای پیام/



دیدگاه شما

دیدگاه‌ها

دقیقا